ورود
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
منوی اصلی
موجودات سرگردان
40 کاربر آن‌لاين است (1 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مقالات)

عضو: 1
مهمان: 39

NixonPoe0, ادامه...
مقالات :: عمومی

چگونه خرافه‌پرستی آموختن علم را مشکل ساخت؟!


noormags
رشد افسانه و خرافه،به تناسب علم و فرهنگ جامع است،جامعه هرچه از نظر علم و فرهنگ عقب باشد،به همان نسبت خرافه و اوهام در میان آنها زیادتر خواهد بود.
رشد افسانه و خرافه،به تناسب علم و فرهنگ جامع است،جامعه هرچه از نظر علم و فرهنگ عقب باشد،به همان نسبت خرافه و اوهام در میان آنها زیادتر خواهد بود.

مسلمانان تا اواخر قرن چهارم شوق و علاقه مفرطی به علوم و فنون داشتند و در نهایت موفقیت به فراگرفتن علم ودانش مشغول بودند و لذا اینهمه‌ خرافات باطلی که در عرض چندین قرن در جامعه نفوذ کرده بود1جلو ترقی و تمدن مسلمین را نمی‌توانست بگیرد ولی همینکه بعد از قرن چهارم علم و دانش‌ بحال رکود و جمود درآمد،خرافات و افسانه‌هائی که در محیط مسلمین به مرور زمان پیدا شده بود،کم‌کم رشد و توسعه یافت از آن به بعد به واسطه خرافت- پرستی آموختن علم مشکل شد زیرا عده‌ای می‌گفتند که مطالعه علوم سبب سستی‌ ایمان به خدا و خالق می‌شود و لذا کسانی که از پی تحصیل علم طب،شیمی، طبیعی و...می‌رفتند سخت مورد بی‌مهری مردم عوام و بعضی از علماء واقع‌ می‌شدند.

و دانشمندانی که در این قسمت از علوم اطلاعات وسیعی داشتند،تحت‌ فشار قرار می‌گرفتند و از ترس مردم نمی‌توانستند حقایق علمی را اظهار کنند.

در قرنهای سوم و چهارم که مسلمانان در اوج ترقی و تمدن بودند،علوم‌ (1)الغدیر ج 11 ص 183 نقل از طبقات الشافعیه للسبکی ج 5 ص 51با مباحث دینی توام بود،به این معنی دانشمندان بزرگی در علوم طبیعی، فلسفه،هیئت،طب،ریاضیات،شیمی،هندسه بودند،با آنکه بسیار متدین و باایمان بودند،اختراع و کشفیاتی نیز در حدود شرایط زمان خود داشتند و هرگز میان عقیده مذهبی و علوم ایشان نزاعی برپا نگردید و بحث در جمیع‌ علوم بدون سخت‌گیری اهل شرع و خرده‌گیری آنها آزادانه پیش می‌رفت بلکه‌ اهل دین غیر از این دانشمندان کسی دیگر نبودند،مسلمانان نیز به آنها با چشم‌ احترام می‌نگریستند.

این است که در آثار علمای قبل از قرن پنجم صراحت گفتار و آزادی بیان‌ محسوس است درحالی‌که از قرن پنجم به بعد از ترس تکفیر متعصبین و آزار و اذیت اهل تقلید عالم و فیلسوف هم صراحت لهجه و هم آزادی بیان را از دست‌ دادند ولی بعد از قرن پنجم به این طرف علمای دینی از غیر دینی جدا شدند عده‌ای محض صلح با عوام مسائل مذهبی را از حدود علم خارج ساختند علم‌ را مخالف دین و مذهب قلمداد کردند علم را رها کردند و عقلشان از ابتکار افتاد فکر نو از میان رفت و علم عقل را شدیدا مورد انتقاد قرار دادند.

مثلا غزالی(450-505)که یکی از نوابغ علمای اسلام محسوب است و بنا به نوشته خطیب در تاریخ بغداد 700 نفر فقیه از درس او استفاده می‌کردند،به‌ طوری که خودش در رساله‌"المنقذ من الضلال‌"سیر سلوک عقلانی خود را در میان مذاهب و طریقه‌های عصر خود شرح می‌دهد و می‌گوید:

"فلاسفه با اختلاف فرق و مذاهبی که دارند همه آنها کافرانند و بعد از تکفیر و تحمیق سقراط و افلاطون و ارسطو تکفیر فارابی و ابن سینا را هم واجب‌ می‌شمرد2و همچنین گویند:کتاب‌"تهافت الفلاسفه‌"را غزالی بر ضد تمام فلاسفه‌ اسلام نوشته مخصوصا به ابن سینا و فلسفه او نظر داشته است.

غزالی چون صوفی با حرارت و شور بسیار کوشید که ناتوانی عقل را ثابت‌ کند،در این خصوص از هیچ چیز فروگذار نکرد و حملات او بر فلسفه گران تمام‌ شد با وجود مساعی فلاسفه بزرگی از قبیل ابن ماجه اندلسی و ابن رشد اندلسی‌ (2)و تاریخ تصوف در اسلام ص 6

(3)تاریخ تصوف در اسلام ص 6فلسفه به اعتبار خود برنگشت‌3بعد از غزالی نویسندگان بزرگ صوفیه از قبیل‌ سنائی و شیخ زید الدین عطار جلال الدین رومی همه دشمنی مخصوصی به فلاسفه‌ نشان داده همه جا آنها را ملامت و سرزنش نموده و بر عقل و منطق آنها خندیدند4

ابو سعید ابو الخیر(صوفی معروف)می‌گوید قدم اول تصوف پاره کردن دفتر و فراموش کردن علم است‌5

و همچنین ابن خلدون فیلسوف عرب نمی‌دانم روی چه اصلی یکی از مخالفین سرسخت علم کیمیا بود6

و این دسته بنام علمای دین مشهور و معروف شدند سرکارشان با مردم عوام و مسائل دینی بود به کسانی که از پی علوم مادی می‌رفتند همیشه به نظر بد نگاه‌ می‌نمودند.

در مقابل اینها فلاسفه و دانشمندان بودند که از ترس اینکه مبادا مورد تحقیر و تکفیر واقع شوند،خیلی مراقب بودند که برخلاف عقاید عامه مردم‌ چیزی ننویسند ولی بعضی از اوقات از قلم آنها مطالبی تراوش می‌نمود که کفر و بی‌دینی آنها را می‌رساند.

روی این اصل فلاسفه و دانشمندان اسلامی آزادی فکر را زا دست دادند مگر گاهی از خودگذشتگی نشان می‌دادند به زحمت حقیقی را آشکار می‌ساختند.

به طوری که از تاریخ فهمیده می‌شود در قرن هشتم بلای بزرگی در دنیا به صورت طاعون روی داد و فرصت مناسبی به پزشکان و دانشمندان مسلمان در اسپانیا فراهم شد که خود را از قید بعضی از تعصبات مذهبی آزاد ساختند متعصبین می‌گفتند طاعون یک بلای آسمانی است،جهت تنبیه بندگان گناهکار از آسمان نازل می‌شود ولی پزشکان ثابت کردند که طاعون یک مرض مسری است‌7

(4)همان کتاب ص 7

(5)همان کتاب ص 54

(6)میراث اسلام تالیف 13 نفر از مستشرقین مقاله دکتر ماکس میرهوف در تحت‌ عنوان علوم طبیعی و طب

(7)میراث اسلام ص 126یکی از مستشرقین بنام دکتر ماکس میرهوف در این باره می‌نویسد:

"مورخ،سیاستمدار،پزشک معروف عرب ابن الخطیب این کسالت(طاعون) را در رساله معروف خود که در موضوع طاعون نوشته به خوبی شرح می‌دهد چگونه به وسیله البسه و ظروف و غیره ممکن است این مرض سرایت کند چنین‌ گفتاری در دوره‌ای که مسلمین بی‌نهایت متعصب بودند،جرات بسیار لازم‌ داشت.8

بعضی از فلاسفه برای اینکه در جامعه منفور نشوند و بر ضد افکارشان در مردم هیجانی نشود مجبور شدند دست از علم و فلسفه بردارند راه عرفان و تصوف که یگانه راه عوام‌پسند است،پیش گیرند زیرا بار آنهمه خرافات و افسانه‌ها بروند بقول‌"ارنست رنان‌"اشخاصی که نخست فیلسوف بوده و بعداد به واسطه حیرت و یاس دست بدامن عرفان و تصوف می‌زدند سختترین دشمن‌ فلسفه می‌شدند9

این بود که بعد از قرن پنجم از بس که هنرمندان و مردان نابغه از طرف‌ جامعه مورد تشویق واقع نشدند و بلکه مورد عدم توجه اجتماع قرار گرفتند، بعضیها با گمنامی و دشواری جان سپردند و کتابهائی که روی آنها یک عمر زحمت‌ کشیده بودند،مخالفین این علوم آنها را از بین بردند و بعضی دیگر چاره‌ای‌ نداشتند جز اینکه توبه کنند و تغییر مسلک بدهند به ردیف متدین وارد شوند و هرچه از علوم و معلومات داشتند به دست فراموشی بسپارند.

آری اگر در جامعه‌ای تشویق نباشد روح ابتکار در آن ملت پیدا نمی‌شود و برعکس تشویق خود بزرگترین انگیزه،و عامل محرک نظام اجتماعی است تشویق‌ مایه ازدیاد و دلبستگی به کار است و چون از طرف مسلمانان تشویق و ترغیبی‌ نسبت به علوم به عمل نیامد از شوق و علاقه مردم نسبت به این فنون کاسته شد و از آن طرف چون مردم آن روز متدین بودند لذا حاضر نبودند رشته‌هائی را تحصیل کنند که آنها را شرع قدغن کرده است.

غرض،پیدایش این فکر خرافی در بین مردم مسلمان گران تمام شد و سبب‌ (8)همان کتاب در تحت عنوان مقاله علوم طبیعی و طب بقلم دکتر ماکس

(9)نقل از کتاب رنان راجع به ابن رشد و فلسفه او بنا بنقل تاریخ تصوف در اسلام ص 6رکود و انحطاط جامعه اسلامی گردیدو لذا بعد از این قرن کاملا علائم رکود و انحطاط هویدا است در این قرن فقط کتابهای ابن سینا و جابر بن حیان را تلخیص و یا تفسیر می‌کردند و کمتر به نوشتن کتب تازه مبادرت می‌ورزیدند و چون مسلمانان به این قسمت از علوم دلبستگی نداشته کمتر به تحصیل این‌ علوم رغبت می‌کردند هر فیلسوف و پزشکی که از بین می‌رفت جای او خالی‌ می‌ماند و از مسلمانان کسی نبود جای او را پر کند و لذا پزشکان یهودی زیادی‌ مخصوصا در بغداد و قاهره و اسپانیا ظهور کردند به جرئت می‌توان گفت علت‌ ظهور پزشکان یهودی و مسیحی در کشورهای اسلامی این باشد که آنها مانند مسلمین تعصب به خرج نمی‌دادند و از قیود مذهبی تا اندازه‌ای آزاد بودند.

عقاید خرافی بی‌رویه جای علوم را گرفت مردم را گرفتار مطالب بچه‌گانه‌ و خنده‌دار سرتاپا غلط کردند و در عالم عبادات و روابط نسبت به خدا چه‌ افراط و تفریطها نکردند،گاهی مردم را از هرگونه عمل زندگی باز می‌داشتند و آنها را مشغول ریاضت و عبادت می‌کردند رفته رفته به قدری دامنه خرافات‌ توسعه پیدا کرد مردم خود را با وجود جادوگر و دعانویس فالگیر،رمال،جن‌گیر و...بی‌نیاز می‌دانستند از اینکه به پزشک مراجعه کنند و این خود به پزشکان‌ فکر بزرگی شده بود که چرا مردم،دعاءنویس‌ها و شارلاتانها را بر پزشکان‌ ترجیح می‌دهند،چنانکه در همین موضوع ابو بکر رازی پزشک معروف اسلام، مقاله‌ای نوشته،مانند سایر کتابها و نوشته‌هایش بی‌نهایت سودمند است‌10

پزشکان برای اینکه بتوانند موقعیت خود را حفظ کنند رنگ جامعه به خود گرفتند آنها نیز به روی داروهایشان مارک خرافات و افسانه زدند و به شهادت‌ تاریخ از آغاز قرن هشتم جادو و موهومات دیگری از این قبیل وارد آثار نویسندگان داروساز مسلمان گردید و از این جهت دواسازی هم رو به انحطاط رفت‌11

اینست مشرق‌زمین که در گذشته مرکز علوم عقلی و تجربی بود کم‌کم به مرور زمان غرق عقاید خرافی گردید.

(10 و 11)مراجعه شود به کتاب میراث اسلام مقاله دکتر ماکس میرهوف در تحت‌ عنوان علوم طبیعی و طب


نمونه‌ای از خرافات مسلمین در عصر حاضر

فلاسفه می‌گویند قلب آدمی دارای خاصیتی،برای پذیرفتن امور ماوراء الطبیعه و خداشناسی است اگر حقایق وارد آن شود پر شده و جائی برای‌ اوقام باقی نمی‌ماند،ولی اگر آن را با حقایق پر نکنند حتما با خرافات و اوهام پر خواهد شد.

به همین جهت توده عوام به علت نادانی نمی‌توانند حقایق را درک کنند ناچار به خرافات و اوهام و مطالب بی‌اساس عقیده‌مند می‌شوند،اگر عملیات و معتقدات مسلمانان فعلی را نیز مورد دقت قرار دهیم خواهیم دید که چون علم و دانش از جامعه آنان رخت بربست،اکثریت آنها دستخوش خرافات و موهومات‌ شدند و چون از چهارچوب عقاید صحیح دینی پا فراتر نهادند و در رویدادها دچار کج‌اندیشی شدند و این انحراف فکری سبب شد عقاید ناصحیح و معتقدات خرافی در بین آنها پیدا شود و اینگونه عقاید خرافی فکر و عقل آنها را در بند کرده و سد راه پیشرفت آنان گشت و این اعتقادات پوچ لایه‌هائی از گرد و غبار بر چهره تابناک و قیافه جذاب واقعی دین کشید به طوری که هرکه‌ به ظاهر بعضی از روش و اعمال نابخردانه می‌نگرد گریزان می‌گردد،و نیز حربه‌ای بس برنده بدست مخالفین دین و خداپرستی داده با استفاده از کوته- فکری توده نادان معارف اسلامی و حقایق مذهب سوء استفاده کرده و دین را مظهر و سبب انحرافات فکری و کج‌اندیشی معرفی می‌کنند.

با اینکه مسلمانان به توحید و یکتائی خدا معتقدند ولی متاسفانه پاره‌ای از آنان در خود وحدتی را که لازمه چنان عقیدت است،بوجود نیاورده‌اند و باز به خدایان و اربابان متعدد که هریک از آنها را تحت تاثیر خود می‌گیرند معتقد شده‌اند وگرنه هیچوقت ارباب جادوگر،ارباب فالگیر،ارباب رمال،ارباب طالع‌ بین،ارباب جن‌گیر،ارباب طلسمات،ارباب سعد و نحس کواکب،ارباب رمال، ارباب عدد سیزده و....و نطایر اینها را جداجدا در کار و زندگی خود موثر نمی‌دانستند.

برخی از مسلمانان نیز مانند کسانی که به خدا معتقد نیستند،می‌پندارندکه به وسیله طالع‌بینی و فالگیری می‌توانند به چگونگی عواقب خود مطلع گشته‌ و با دعاهای کارگشائی،جادو و جنبل،و طلسمات رمالان به آمال و آرزوی خود خواهند رسید بدین جهت عده‌ای از شیادان و حقه‌بازان از کوته‌فکری این‌ چنین اشخاص سوء استفاده نموده و دعاءنویسی و رمالی را پیشه خود ساخته و با انواع و اقسام حیله‌گریها و عوام‌فریبیها برای جمعی اوهام‌پرست دامی‌ گستره‌اند.

شما هرگز در میان مردمی که معتقدات صحیح دارند نه یک رمال و جادوگر، و طالع‌بین،جن‌گیر،و دعانویس و امثال اینان می‌بینید و نه از دهانشان یک‌ کلمه از عقاید،ناصحیح و معتقدات خرافی می‌شنوید اینگونه عقاید فاسد فقط و فقط در میان مردم نادان و بیراهه‌رو منحرف وجود دارد و همین مردم جاهل‌ اند که موجد طبقه جادوگر و طالع‌بین و...و سایر ناشران عقاید خرافی‌اند.

فتوّت

«گویند شقیق بلخی،جعفر بن محمّد الصادق علیه السّلام را از فتوّت‌ پرسید.شقیق را گفت:تو چه گویی؟

شقیق گفت:اگر دهند شکر کنیم و اگر منع کنند صبر کنیم.

آن حضرت فرمود:سگان مدینهء ما همین کنند.

شقیق گفت:ای فرزند رسول خدا،پس فتوّت چیست؟فرمود:اگر دهند ایثار کنیم و اگر ندهند صبر کنیم.»
مقاله قبلی >> سحروجادوازدیدگاه علم ودین توصیه های لازم برای خودشناسی << مقاله بعدی
ترک بک
  • آدرس: http://www.horrorfans.ir/modules/article/view.article.php?c9/38
  • ترک بک: http://www.horrorfans.ir/modules/article/trackback.php?38
API: RSS | RDF | ATOM
Copyright© killer & طرفداران وحشت
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
     
     
آخرین مقالات
عمومی | son of umber @ ۱۹:۵۵ دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۲
این خبر بسیار جالبی برای تمامی اسکیت‌بورد بازان می‌باشد٬ چون هم‌اکنون اسکیت بورد الکتریکی به واقعیت تبدیل شده است. Z-board نیاز به استفاده از پا را برای هل دادن اسکیت را از بین می‌برد. ما این را قبول داریم که لذت استفاده از اسکیت بورد در استفاده از
ژانر وحشت | الهه ماهشب @ ۲۳:۴۹ پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۲
حقیقت : نیکولاس فلامل28سپتامبر1330در پاریسبه دنیا امد.با گذشت نزدیک به هفتصد سال هنوز هم از او به عنوان بزرگترین کیمیاگر تاریخ یاد می شود . انچنان که در تاریخ ثبت شده است نیکولاس در سال 1418از دنیا رفت.اما....
قبر او خالی است..............................
عمومی | killer @ ۱۴:۵۳ دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۱
حضور در مراسم تشییع جنازه خود:

آنجل پانتوجا، جوان ۲۴ ساله آمریکایی، وصیت کرده بود که پس از مرگش در مراسم تشییع جنازه خود حضور داشته باشد. مادر آنجل از مسئولین غسال خانه خواسته بود تا آخرین آرزوی پسرش را بر آورده کنند. به این ترتیب آنها برای اجرای وصیت عجیب این جوان...
عمومی | killer @ ۱۴:۵۰ دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۱
کریسمس یکی از روزهای مقدس سال است که به سالروز میلاد حضرت عیسی بن مریم(ع) اشاره دارد، اما به طور کلی جشن کریسمس تولد مسیح(ع) تحت تأثیر سنتها و رسوم سکولار جشنهای زمستانی چون ساتورنالیا قرار گرفته است.
عمومی | killer @ ۱۴:۴۰ دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۱
۱- اگر هنگام انجام کاری عطسه بیاید با گفتن اینکه خدا مصلحت ندانسته از انجام کار پرهیز میکنند و از نیمه راه رفته بر می‌گردند. اگر عطسه دو بار بیاید، حمـل برشتــاب می‌کنند و بر سرعت انجـــام کـار می‌‌افزایند....
ژانر وحشت | کینگزلی شکلبوت @ ۱۲:۲۳ پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱
اسطوره چیست؟
چند نوع دارد؟
این مقاله با زبانی روان به توضیح اسطوره ها می پردازد.
در ضمن این ماقله پیش درامدی بر مقالات متعدد بعدی درباره خدایان یونان است.
این مقاله به صورت دو شماره ارسال می گردد که امیدواریم بتوانیم این فرهنگ را به شما دوستداران فانتزی بشناسانیم.
فیلم | killer @ ۱۵:۲۹ جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱
گونه‌ی سینمای تخیلی همواره یک گونه‌ی مورد مناقشه بوده است؛گروهی‌ آن را زیر شاخه‌ی گونه‌ی وحشت و گروهی به عنوان گونه‌یی مستقل دانسته‌اند، برخی هم آن را تحت عنوان فانتزی طبقه‌بندی کرده‌اند اما وجود این مناقشات‌ باعث نشده که چیزی از محبوبیت این‌گونه‌ی سینمایی کم شود.
نویسندگان وحشت | killer @ ۱۵:۲۶ جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱
گفتگو با عبد اللّه کوثری،مترجم
عمومی | killer @ ۱۳:۳۱ جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۱
رفتارهای امروز هر قوم بازتابی از باورهای دیرینه و ریشه‌دار است که با رمزها و نمادهای فرهنگی شناسایی و تعریف می‌شود.و افسانه‌ها پرده‌هایی‌ نمادین از رمزهای فرهنگی‌اند که امروز در عصر چندفرهنگی جهان بی‌نیاز از بازخوانی و رمزگشایی آن‌ها نیستیم.با درک چنین نیازی است که به گشایش‌ بخش افسانه‌ها در گلستانه‌ پرداخته‌ایم.
عمومی | killer @ ۱۳:۲۳ جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۱
زمانی ماهیگیری در ویتنام جنوبی می‌زیست که نامش‌ ترونگ چی( )و صدایش بسیار زیبا و دلنشین بود اما چهره‌ای بسیار زشت داشت.
وزیری هم در دربار پادشاهی زندگی می‌کرد که دختری به‌ نام مای نونگ( )داشت.مای نونگ آواز ترونگ چی را از دور شنید و به بیماری عشق گرفتار آمد. پزشکان را فراخواندند تا او را شفا بدهند
Copyright © 2010-2012 HorrorFans.ir All Rights Reserved